تبليغاتX
یادداشت های روزانه ی یک دزد - همجنسگرایی بیماری نیست - دکتر اوحدی

یادداشت های روزانه ی یک دزد

همجنسگرایی بیماری نیست - دکتر اوحدی

 

ما سال‌هاست نه با روان‌شناسی، که با روان‌شناسی اسلامی طرف هستیم؛ چیزهایی که هنوز اسلام و فهم اسلامی نتوانسته است هضم کندشان مرجوع می‌شوند به معجزه و خواست خدا؛ حکمت خداوند دقیقا همان چیزی است که ما – انسان‌ها – نمی‌توانیم بفهمیم. خداوند ما را همجنسگرا ساخته است؛ پس باید از خداوند شاکر باشیم. ... نوشته‌ی زیر از دکتر بهنام اوحدی است. ایشان را باید به خاطر نوشتن چنین متن تاریخ‌سازی ستود. بوس بهنام

همه‌ی رشته‌های پزشکی دردسر دارد.

این گزینه در کشور ما که اگر نه همگان که اغلب افراد ، الحمدلله خود را دانشمند و درمانگر - پزشک و روان‌شناس و .... – می‌دانند، به دردسرهای ویژه می‌انجامد.

رشته‌ی روان‌پزشکی نیز دردسرهای ویژه‌ی‌ خود را دارد.

نه اشتباه نکنید این دردسر بیشتر اوقات برخاسته از بیماران روان‌رنجور نیست؛ همسر و خانواده‌ی مراجعان در بسیاری از موارد ، برای روان‌پزشک دردسرسازترند.

از جمله‌ی این موارد، هنگامی‌ست که یک ترنس‌سکشوال (دگرجنس‌باور) و یا هوموسکشوال (همجنس‌گرا {نه همجنس‌باز}) به روان‌پزشک مراجعه می‌نماید و پندارها و باورهای‌اش مورد ارزیابی دقیق و پر ظرافت بالینی (کلینیکال) قرار گرفته و هم‌چون خانواده و والدین مراجع به آسانی و در همان نخستین گام مردود اعلام نمی‌شود.

این جاست که خشم خانواده - پدر، مادر و برادران و خواهران - برانگیخته شده و متوجه روان‌پزشک بی‌گناه می‌شود! گویی این روان‌پزشک یا روان‌شناس بوده است که موجبات ترنس‌سکشوال شدن یا هوموسکشوال شدن مراجع‌اش را پدید آورده است.

اینان به جای آن که در برابر خواست، اراده و قدرت خداوند - که این بنده‌اش را بر پایه‌ی مصلحتی ناآشکار این‌گونه آفریده است - به کرنش و تسلیم روی آورند، خشم برآمده از احساس گناه و تقصیر خود را از دوش خویش برداشته و متوجه‌ی روان‌پزشک و روان‌شناس می‌نمایند.

شگفت آن که مادر دختری  که خود را پسر می‌داند و اراده بر تغییر جنسیت دارد، سال‌ها اسباب‌بازی و پوشش پسرانه خریدن برای دختر بچه و هم‌بازی ساختن او با پسرهای فامیل را نمی‌بیند و برادر آشفته و خشمگین و کینه‌توز، به آسانی بر سال‌ها کشتی گرفتن و کشمکش‌های مردانه و فوتبال با هم‌شیر به ظاهر خواهرش چشم فرو می‌بندد تا بتوانند بار «احساس گناه و عذاب وجدان» را از دوش خود برداشته، و بر شانه‌های روان‌پزشک و روان‌شناس بگذارند.

گه‌گاه لازم می‌شود روان‌پزشک و روان‌شناس از نیروی انتظامی و قوه‌ی قضاییه یاری بجوید تا تهدیدگر کینه‌توز بفمهد که برای هیچ روان‌پزشکی، تغییر جنسیت و یا همجنس‌گرا بودن مراجع‌اش افتخار نیست !!

آن چنان که تشخیص و اعلام بیماری لاعلاج برای یک جراح مایه‌ی بالندگی‌اش نبوده و نخواهد بود.

بگذریم که ترنس‌سکشوالیزم (دگرجنس‌باوری)، بیماری (Disease) نبوده و یک اختلال (Disorder) است و هوموسکشوالیتی (همجنس‌گرایی {نه همجنس‌بازی یا همجنس‌بارگی}) هم که بیش از بیست و پنج سال است که حتا یک اختلال هم (Disorder) برشمرده نمی‌شود؛ مگر آن که ناهم‌خوان با خودساره یعنی «Egodystonic : خودناپذیر» باشد. 

نکته‌ی مهم آن است که مگر در دوره‌هایی که «همجنس‌هراسی درونی‌شده (Internalized Homophobia) افزایش یافته و فرد هوموسکشوال دچار احساس گناه و عذاب وجدان گذرا - نه پایدار – می‌شود ، در اغلب مواقع همجنس‌گرایان مشکلی با گرایش جنسی دیگرگون‌شان نداشته و هوموسکشوالیتی «خودپذیر (هم‌خوان با خودساره): Egosyntonic» داشته و دارند.

برای من سکسولوژیست بازگرداندن احساس و اندیشه‌ی یک ترنس‌سکشوال به سوی جنسیت پیکری یا برگرداندن گرایش جنسی یک همجنس‌گرا - گی یا لزبین - به سوی جنس مقابل، انجام معجزه و کیمیاگری‌ای سترگ است.

کدام درمان‌گری از انجام معجزه ، کیمیاگری و دم مسیحایی داشتن بدش می‌آید ؟!؟

افسوس که این گونه معجزه و کیمیاگری‌ها بسیار بسیار بسیار به ندرت، خودشیفتگی (Narcissism) ما روان‌پزشکان را نوازش نموده و احساس و اندیشه‌ی ابرتوانی (Omnipotence)  را هم‌نوایی می‌نمایند !!!

من روان‌پزشک و سکسولوژیست خداباور، پس از یک دهه درمان‌گری و ده سال تعلیم و تربیت پزشکی عمومی و تخصصی، با ژرفای وجود چنین آموخته‌ام که بیش‌تر از خواست و اراده‌ی انجام معجزه و کیمیاگری، در برابر خواست و اراده و مصلحت پروردگار، بنده‌وار سر تسلیم فرود آورده و تعبدگونه به کرنش بپردازم.

بخشندگی و مهر پرورگار و دعای نیک مراجعان‌ام و خانواده‌های‌شان پناه پایدار و ماندگار من در برابر بدخواهان‌ام بوده و خواهد بود ...

دکتر بهنام اوحدی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/25  20:56   حمید پرنیان  |