هوموفوبیک، بسیار هوموفوبیک
ای دشمنِ من
بیا مرا بِکُن و برو
بگذار
لای
همین بدبختیهام
زندگی کنم.
هیچ نمیخواهم که بگویم
من از تو چیزی میخواهم
هیچ
میخواهم دست از سرِ من
برداری
همین.
به من چه که سیالیتِ جنسی چیز خوبی است یا نه
به من چه که زنها دارند خودشان را خراب میکنند
به من چه که دنیا رو به ویرانشدن است.
خستهام
از اخلاقینشاندادنِ همجنسگرایان
خستهام
ما یک مشت کونی هستیم
و شما
یک مشت آدم های کیری.
به خدا
آن کسی که کتابهای مقدس را نوشت
هیچ خوشیای از امورجنسی
نداشت
که باز امورجنسی را در خدمت سرمایهداری قرار داد.
رفیق جوووووووون
ما همه کمونیستیم
ما همه میخواهیم دنیایی بهتر داشته باشیم
میخواهیم ارزشِ افزودهی جنسیِ ما را کسی هپلهپو نکند
میخواهیم کسی سرش را نکند توی اتاقخوابِ ما
به خدا.
فحش بده داداش
خودت رو خالی کن
آره، من میشنوم داداش
چیزی که من زیاد دارم فحشخوریه
بده
به من بده
من میشنوم
فحش بده داداش
خودت رو خالی کن.
یه زندونیِ اعدامی
شبا که میخوابه
هیچ نمیخواد
صبح که بلند شه
واسه آفتاب دست تکون بده
یه زندونیِ اعدامی
وقتی میخوابه
به فردا شب فکر میکنه.
این دیوارها نمیخواهد بریزد؟
این دیوارهای حماقت شماها نمیخواهد بریزد؟
این دیوارهای حماقت شماها که دور خودتان کشیدهاید نمیخواهد بریزد؟
این دیوارهای حماقت شماها که دور خودتان کشیدهاید تا جز خودتان را نبینید نمیخواهد بریزد؟
این دیوارهای شما نمیخواهد؟
واقعا نمیخواهد؟
خدایا
آخه کیرم دهنات
چی میشد وقتی داشتی آدم رو دُرُس میکردی
کونیاش میکردی و نقاح مسنوحی رو همون موقع علم می کردی
تا ما امروز وقتی پای تیلفیزیون دندونامون رو خلال میکردیم
چالهمون رو وا میکردیم یه فَس عمهی این دگرجنسگراها رو میدوختیم به خالهشون
آ خدا
آخه کیرم دهنات
این چه طویلهایه دُرُس کردی؟
بیایید
روزنامه نوشته است «مرگ بر کونیها»
و نویسنده
و آن کسی که میخواند
نمیداند
این کونیها
پدر دارند
مادر دارند
زندگی دارند.
از این چالهمیدانیتر؟
بالاخره این بیهمهچیز
گهِ اصلیاش* رو زد
بیهمهچیز
* رئیس جمهوری ایران از اینکه «رئیس جمهوری یک کشور بزرگ، برای اینکه یک درصد رای خود را بیشتر کند، بر زشتترین اَعمال مثل همجنسبازی و کثافتکاریهایی که انسان از بیان آن شرم دارد، صحه میگذارد» انتقاد کرد. (رادیو زمانه، 9 اردیبهشت 1388)
