احیای سنت مبارزه
این روزها به پارتنری مبارز نیاز دارم، پارتنری که تناش بوی آتش و شتاب دهد و کمی تُرش باشد. این روزها، نه از سر چشمچرانی، میخواهم به آرامش برسم اما تکپَرانه. عجیب تکپرانه هستم من این روزها و نمیدانستم که ترسِ تحت-تعقیب-بودن چه اندازه اندیشهی جنسی را پارتنرگرا میسازد و چه اندازه برداشت مرسوم از پارتنرگرایی را خراب. باید "رفیق" را جنسی کرد و مبارزه را به سرانجام رساند؛ یا هر دو به گا میرویم یا دوباره دلیلی برای آمیزشمان پیدا میکنیم. ... احیای سنت مبارزه، تنها در جنسیسازی آن است.
